پتفسير فرات: حسين بن علوان از جعفر و او از پدرش از جد بزرگوارش نقل كرد كه مردى بپا خاست و از علي عليه السّلام درخواست نمود كه ناس و اشباه ناس و نسناس را تفسير كند حضرت علي عليه السّلام رو بامام حسن نموده فرمود جواب او را بده. امام حسن فرمود سؤال از ناس كردى رسول خدا ناس است بدليل اينكه خداوند در اين آيه ميفرمايد: ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ يعنى بازگرديد از همان جا كه مردم بازگشتهاند كه منظور پيامبر اكرم است و ما از او هستيم. از اشباه ناس پرسيدى آنها شيعيان ما هستند و ايشان از ما محسوب ميشوند.
اما سؤال از نسناس كردى آنها اين جمعيت انبوهند كه افراد اين آيه بشمار ميروند: أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ.پ توضيح: مرحوم طبرسى در باره آيه: ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ مينويسد بعضى گفتهاند منظور از ناس ساير عربند همين مطلب از حضرت باقر روايت شده و بعضى گويند مراد ابراهيم است چون او امام و پيشوا بود بمنزله امت است كه به تنهائى لفظ ناس در بارهاش گفته شده، بعضى نيز ابراهيم و اسماعيل
و اسحاق و پيامبران بعد از ايشان را گفتهاند از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده.
بعضى نيز گفتهاند منظور آدم است. قولى ديگر نيز هست كه مراد دانشمندان وارد بدين هستند كه مردم را تعليم ميدهند.پ از كافى همين روايت نقل شده بجاى امام حسن امام حسين عليه السّلام آورده شده است و در اشباه ناس كه ميفرمايد شيعيان ما هستند و آنها از ما بشمار ميروند اين آيه را استدلال ميكند فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي هر كه پيرو من باشد از من محسوب مىشود از قول ابراهيم در قرآن.پ توضيح: جزرى گفته: نسناس گويند. يأجوج و مأجوج هستند و گفتهاند گروهيند بصورت مردم كه در يك جهت شبيه و در يك جهت مخالف آنها از بنى آدم نيستند و بعضى ميگويند از بنى آدمند از همين قبيل حديثى كه نقل شده دستهاى از قوم عاد با پيامبر خود مخالفت كردند خداوند آنها را مسح نموده و بصورت نسناس در آورد هر مرد آنها داراى يك دست و يك پا است از يك طرف بدن مانند پرنده چنگ بزمين ميزنند و چون چهار پايان چرا مىكنند نون نسناس مكسوره است كه گاهى فتحه داده مىشود نسناس.پ تفسير قمى: وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها نوشته است: مراد از انسان امير المؤمنين عليه السّلام است.